پنجره ی رو به سراب ، کنارِ تخت خوابِ من
شب ، شبِ بی حوصله گی
شب ، شبِ اضطرابِ من
صدا سوتِ عابری ، از پُشتِ این پنجره ها
میگه که مُرده نعره تو دالونِ این حنجره ها
قهوه و روزگارِ تلخ ، صدای آژیر پلیس
کسی به فکرِ رد شدن از هیچ چراغ قرمزی نیست
خاکستری شده صِدام ، معجزه کن رنگین کمون
بیرون بکش وجودمُ از توی این باتلاقِ خون
-----------------------------------
شعر خاکستری
کتاب شعر تصور کن
مجموعه اشعار یغما گلرویی
:: موضوعات مرتبط:
شعرگونه ,
,
:: بازدید از این مطلب : 249
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3