ای زندگی بردار دست از امتحان
چیزی نه میدانم نه میخواهم بدانم
دل سنگ یا دلتنگ! چون کوهی زمین گیر
از آسمان دلخوش به یک رنگین کمانم
کوتاهی عمر گل از بالا نشینی ست
اکنون که میبیند خارم،در امانم
دل بسته افلاکم و پابسته ی خاک
فواره ای بین زمین و آسمانم
آن روز اگر بال خودم را میشکستم
اکنون نمیگفتم بمانم یا نمانم؟!
قفل قفس باز و قناری ها هراسان
دل کندن آسان نیست! آیا میتوانم؟
:: موضوعات مرتبط:
خاطره بازی ,
,
:: برچسبها:
مهران مافی ,
مهران ,
مافی ,
مهران مافی غلامزاده ,
:: بازدید از این مطلب : 444
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2